اگر در اینترنت اصطلاح شیوه آموزش تکلیف-محور یا تی­بی­ال­تی را جستجو کنید، تعاریف بسیاری را در ارتباط با شیوه اخیر آموزش زبان دوم یا زبان خارجی خواهید یافت. اما این اصطلاح واقعاً به چه معناست؟

آموزش تکلیف-محور، نام رویکردی است در یادگیری زبان که در دهه هشتاد میلادی توسط ن. پرابهو در بنگلور هند معرفی شد. پرابهو دریافت که یادگیرندگان زبان هنگامی که بر مفاهیم قابل لمس و غیرزبانی نظیر خواندن نقشه تمرکز می­کنند، نسبت به زمانی که توجهشان معطوف به تکالیف زبانی نظیر تصریف فعل در جملات شرطی نوع دوم می­کنند، یادگیری به مراتب مؤثرتری دارند.

هسته یادگیری زبان صرفاً شبیه به یادگیری مهارتی جدید است. و همانند سایر مهارت­ها (برای مثال نواختن پیانو یا شنا کردن)، یادگیری توأمان با انجام آن مهارت حاصل می­گردد. به محض اینکه شروع به نواختن موسیقی یا پریدن در استخر آب کنید، سریعاً شروع به یادگیری و تمرین مهارت­های مورد نیاز برای نواختن یک قطعه موسیقی کامل و یا شنای پروانه خواهید کرد. برعکس، مطالعه نظری موسیقی و یا خواندن کتابی در ارتباط با فنون شنا می­تواند راه­گشا باشد، اما احتمالاً شما را با بیشترین سرعت و کیفیت به هدفتان نخواهد رساند.

آموزش تکلیف-محور با محوریت قرار دادن تکالیف هدف­مند به زبان مقصد (زبانی که در حال یادگیری آن هستید) در موقعیت­های واقعی زندگی، مخالف تمرکز صرف بر زبان مقصد بدون هیچ­گونه بافت مرتبط و یا ملموس است. تکالیف در این شیوه می­تواند از تعیین وقت دکتر و تنظیم شکایت از طریق خدمات مشتری باشد تا پاسخگویی به سؤالات مصاحبه کاری و گپ­و­گفت با همکاران. آموزش تکلیف-محور، یادگیرندگان را برای برقراری ارتباط با دنیای واقعی آماده می­سازد و این در حالی است که در روش سنتی آموزش زبان، تمرکز تنها بر روی زبان مقصد آن هم در انزواست (همچون یادگیری زمان ماضی بعید فعل “بودن”). به سادگی می­توانید مثال­های بسیاری از تجارب خود در سیستم سنتی آموزش بیاورید: مثلاً معلم زبان اسپانیایی دبیرستان شما به­ جای اینکه شما را ترغیب به ایفای نقش برای سفارش غذا در یک رستوران و استفاده از زبان مقصد برای مکالمه با همکلاسیتان بکند، شما را وادار به انجام تمارین مربوط به تصریف افعال بی­قاعده می­کرد. با شیوه آموزش تکلیف-محور، هیچ گاه از خود نخواهید پرسید که چرا زمان فعلی خاص و یا دسته­ای از اصطلاحات خاص را می­خوانید، چرا که از همان ابتدا دلیل آن را به صورت کاملاً شفاف و روشن در موقعیت­های واقعی زندگی می­یابید.

از نظر زبان آموز، روش آموزش تکلیف-محور به معنای این است که اهدا­ف­ و پیامدهای ملموس یادگیری زبان جدید باید در حکم راهنمایی در انتخاب یک معلم خصوصی یا نرم افزار آموزشی  باشند، خواه تصمیم شما از یادگیری زبان، برقراری ارتباط هرچه راحت­تر در خارج از کشور باشد، خواه کار در شرکتی بین المللی. در طول مسیر  هیچ­گاه هدف­گذاری­های خود را فراموش نکنید. برای مثال، اگر برنامه سفر به اسپانیا دارید و می خواهید اسپانیایی را  تاحدی که بتوانید گلیم خود را از آب  بیرون بکشید یا دبگیرید، باید تمرکزتان را بر روی تعاملات و موقعیت­های احتمالی این سفر بگذارید. در فکر کارهای رایجی نظیر پرسیدن مسیر، سفارش غذا در رستوران، خواندن لیست غذا و ورود به هتل  باشید. وقت خود را صرف توجه به  یادگیری زبان در خارج از تعاملات قابل وقوع نکنید. چرا که اگر این مسأله را مدنظر قرار ندهید ممکن است از ادامه یادگیری زبان مأیوس شوید. لازم نیست که یاد بگیرید که چگونه رنگ چشم شخصی را توصیف کنید یا ساختار مقایسه را در اسپانیایی یاد بگیرید، اما لازم است بیاموزید که چگونه به صورت مؤدبانه درخواست خود را برای کسب اطلاع مطرح کنید و یا به پیش­خدمت رستوران بگویید که گیاه­خوار هستید. بدین­ طریق می­توانید برای سفرتان آماده شوید، در وقت صرفه­جویی کنید و باانگیزه بمانید.

در اغلب موارد، زبان ­آموزان در ابتدای سفر جسورانه یادگیری زبان جدید، اهداف خود را ارزیابی نمی­کنند و چنین می­پندارند که تنها یک راه حل ثابت و همیشگی برای رفع تمام نیازهای خاص آن­ها جواب­گوست. این در صورتی است که اهداف هر شخصی متفاوت است و روش تکلیف-محور، در نظر گرفتن این مسأله را در رسیدن به موفقیت بسیار ضروری می­داند. اگر انگلیسی را به هدف بهبود موقعیت شغلی خود و یا به هدف سفر به نیویورک می­آموزید، زبانی که برای هر کدام از این اهداف نیاز دارید متفاوت است. بنابراین یک دوره آموزشی کاملاً یکسان چگونه می­تواند شما را در جهت نیل به این دو هدف متفاوت کمک کند؟ به جای انتخاب یک مسیر آموزشی ایستا که به عنوان راه حلی کلی طرح شده است، مسیری را انتخاب کنید که منعطف و قابل تطبیق برمبنای اهداف منحصربه ­فرد شما بوده و راه حلی تکلیف­ محور و شخص­ محور ارائه دهد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

TCP-Telegram